سینما، قانون و عدالت

24 بهمن 1391 ساعت 19:59


حقنا / سرویس حقوق و فرهنگ / گروه سینما

نویسنده: امیرحسین نوربخش

شاید تا کنون به اندازه کافی، به رابطه ی میان حقوق و سینما توجه نشده است، نه ارتباطی از جنس قانون و قضا - که ذاتا برای حفظ حقوق سینماگران و نیز اشتغال حقوقدانان ساخته و پرداخته شده است- بلکه ارتباطی درون مایه و محتوایی؛ هرچند ممکن است در نگاه اول کمی دور از ذهن به نظر برسد. 

چرا که حقوق یک علم منطقی و استدلالی و حتی به گفته برخی صاحب نظران، فنی اجتماعی است. ولی سینما یک هنر مدرن است چنان که برناردو برتولوچی کارگردان شهیر ایتالیایی می گوید: « سینما اتاقی تاریک است که انسانها به اتفاق هم در آنجا رویا می بینند.» اما برخی سینما گران هالیوودی مانند استیون اسپیلبرگ آمریکایی سینما را یک صنعت مترقی می دانند. 

جالب است بدانیم که برخی سینما گران ایرانی نظیر: جهانگیر الماسی(بازیگر) و جواد منشی طوسی (قاضی و منتقد سینما) ، فارغ التحصیل دانشکده ی حقوق هستند. واین در حالی است که آموزه های حقوق و بن امر قضا از انعطاف پذیری بسیار اندکی نسبت به عرصه سینما و هنر برخوردارند. 

اینجا باید از خود پرسید: چگونه می شود هنرمندانی که نام بردیم، بتوانند اینگونه تضادهای موجود را در ساختار و نحله فکری خود چنین استحاله نمایند. از سوی دیگر آثار سینمایی فراوانی وجود دارد که متن فیلم نامه آنها، با درون مایه عدالت و قانون، محتوایی ممتاز دارند. 

در زیر کوشش می کنیم به نمونه آثاری از این دست اشاره کنیم: 

شاید بهترین نمونه فیلم دزد و دوچرخه، اثر دسیکا (کارگردان نامی ایتالیایی) باشد. در این اثر درخشان سینمایی، جامعه ی بحران زده ی ایتالیای درگیر جنگ جهانی دوم تصویر می شود. پدری از سرناچاری و نیاز دزدی می کند. زیرا باید میان ازدست دادن شغل پستچی و دزدیدن دوچرخه، یکی را انتخاب کند. مثال دیگرمان فیلم دو مرد در شهر است که برداشتی آزاد از اثر جاویدان ویکتور هوگو یعنی بینوایان می باشد و در آن با نقش آفرینی تحسین بر انگیز آلن دلون و ژان گابون فرانسوی برابر هستیم. 

در این فیلم رفتار پیش داورانه جامعه ی اروپایی با بزهکاری، به تصویر کشیده و نقد می شود. بزهکاری که دوران مجازات خود را پشت سر گذاشته و دوباره به جامعه بازمی گردد اما اجتماع او را نمی پذیرد و بدبینی های پلیسی کار را به جایی می رساند که او بار دیگر جرمی سنگین تر از بار نخست مرتکب می شود. 

همچنین درباره نقد مجازات اعدام می توان به فیلم رقصنده در تاریکی، ساخته لارس فون تریر (فیلم ساز نام آشنا) اشاره کرد. وی کوشش دارد با بیان روایت خطی، بیگانگی یک مجرم آنی و غیر حرفه ای را با کیفرش مقایسه کند، مجازاتی که بی توجه به شخصیت مجرم (پرونده ی شخصیت او) و بطور کلی برای تمام آحاد جامعه وضع شده است و در عین حال نگاهش به جای مجرم، به جرم است و هدف تقنینی آن ، نه اصلاح و تربیت مجرم برای بازگشت به جامعه، بلکه تنها جنبه بازدارندگی و ترسانندگی مجازات است. 

در میان فیلم سازان ایرانی، می توان فیلم محاکمه ساخته ایرج قادری را نام برد. در این اثر به مجازات قصاص و بخشش مجرم توسط اولیای دم نگاهی دیگر دارد به گونه ای که اعدام، به حاشیه رانده می شود. و بر خلاف روال و باور متعارف جامعه ایرانی و وجود خرده فرهنگ افاغنه در ایران ، برای تعیین مسبب جرم، آگاهی هایی تازه می دهد. 

با این حساب، چون سینمای روشنفکرانه، نگاهی تازه به زندگی اجتماعی نوع بشر دارد، از این رو با تکیه بر سینما گران مولف - که دغدغه ها و دردهای جامعه را حس می کنند - می توان گفت که اینک هنر هفتم، هم پوشانی های بسیاری با دنیای حق و عدالت دارد و نوید بخش بالا رفتن آگاهی افراد جامعه در باره ی حقوق انسانی خویش است. 

منبع: روزنامه اعتماد


کد مطلب: 19

آدرس مطلب: http://www.haghna.ir/vglei.8zjjh8obrbzj9.2.html

حقنا - پایگاه اطلاع رسانی حقوقی، قضایی و انتظامی ایران
  http://www.haghna.ir